... جمعه زيباست چون يار آمدنيست
ظهوری رامی پاییم که خداوند یکتا ازآدم تاخاتم رابه
انتظارش نشانده است:
به روزگارجوانی جمعه رامنتظربودیم که می دانستیم آن آفتاب
نیمروز از مشرق جمعه بر می آید وهرجمعه که غروبگاه خود را
می نمود، امید را تازه می کردیم که دگرجمعه ای در راه است !
نگران مباش . . .
میر من شهسوار دشت امید
با سواران خویش می آید
لشگر یاس و نا امیدی ها
پیش پایش دگـر نمی پاید
و اکنون که آفتاب عمر با نزدیک شدن به غروبگاه خود رنگ
می بازد و از نهانگاه خود می شنویم .
دگر این جان خسته ام گویا
تــا غروبـی دگــر نمی پاید
با این بیت خواجه شیراز مترنم می شویم و مطلبمو تموم مي كنم:
صبا خاک وجود ما بدان عالی جناب انداز
بود کان شاه خوبان را نظر بر منظراندازیم
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم دی ۱۳۸۹ ساعت 7:36 توسط منتظر آقا
|